مقاله هوش مصنوعی در آموزش و پرورش

مقاله هوش مصنوعی در آموزش و پرورش : تقاطع یادگیری، تحلیل‌ و هوش ترکیبی

کارشناس 5 آذر 1404

این روزها معلمان، مدیران، معاون های پرورشی و سایر ارکان مدارس به دنبال مقاله هوش مصنوعی در آموزش و پرورش هستند. ما قبلا مقالات دیگری در این حوزه کار کردیم.

خلاصه مقاله هوش مصنوعی در آموزش و پرورش

عنوان مقاله: تعامل یادگیری، تحلیل‌ها و هوش مصنوعی در آموزش: یک چشم‌انداز برای هوش ترکیبی

نام اصلی انگلیسی مقاله: The interplay of learning, analytics and artificial intelligence in education: A vision for hybrid intelligence

تاریخ انتشار: 3 آگوست 2024

ژورنال: British Journal of Educational Technology


مسئله

هوش مصنوعی (AI) نقشی مهم در تکامل آموزش ایفا می‌کند. این حوزه شامل فرآیندهای پیچیده‌ای مانند یادگیری و تحلیل‌ها است. بسیاری از بحث‌ها هوش مصنوعی را به عنوان یک ابزار می‌بینند. این درک محدود، پتانسیل کامل هوش مصنوعی را نادیده می‌گیرد. چالش اصلی در مفهوم‌سازی هوش مصنوعی در آموزش است. هوش مصنوعی اغلب به ابزارهای مولد، مانند ChatGPT محدود می‌شود.

نویسنده این مقاله با این مفهوم‌سازی محدود مخالف است. او بر اهمیت دیدگاه‌های جایگزین درباره هوش مصنوعی تأکید می‌کند. این دیدگاه‌ها برای دستیابی به هوش ترکیبی بین انسان و هوش مصنوعی ضروری هستند. هوش ترکیبی سیستمی است که در آن نقاط قوت انسان و هوش مصنوعی ترکیب می‌شوند. این ترکیب به فراتر رفتن از محدودیت‌های فردی کمک می‌کند. برای مثال، هوش مصنوعی می‌تواند الگوهای گسترده را سریع‌تر تحلیل کند. انسان نیز توانایی‌های شناختی منحصر به فردی دارد. این توانایی‌ها شامل تفکر انعطاف‌پذیر و بینش عمیق است.

هوش مصنوعی و یادگیری انسانی در زمینه‌های مختلف با هم تفاوت دارند. همچنین هوش مصنوعی در پردازش اطلاعات و شناسایی الگوهای بزرگ برتری دارد. در مقابل، هوش انسان توانایی درک زمینه‌ها و حل مسائل نوآورانه را دارد. این تفاوت‌ها نیازمند بررسی مجدد نحوه استفاده از هوش مصنوعی است. همچنین نویسنده استدلال می‌کند که هوش مصنوعی باید فراتر از ابزار عمل کند. هوش مصنوعی باید به عنوان یک ابزار برای درک عمیق‌تر یادگیری انسان عمل کند.

تحقیقات اولیه در حوزه آموزش و هوش مصنوعی، این دو را مشابه می‌دید. آنها هوش مصنوعی را به عنوان یک آنالوگ برای هوش انسانی می‌دانستند. این ارتباط با گذشت زمان ضعیف شده است. اکنون نیاز به احیای این ارتباط وجود دارد. نویسنده سه مفهوم‌سازی منحصر به فرد از هوش مصنوعی ارائه می‌دهد. این مفهوم‌سازی‌ها به درک جامع‌تر هوش مصنوعی در آموزش کمک می‌کنند.


ایده اصلی

این مقاله هوش مصنوعی در آموزش و پرورش یک دیدگاه چندبعدی از نقش هوش مصنوعی در آموزش ارائه می‌دهد. تمرکز اصلی بر تعامل پیچیده بین هوش مصنوعی، تحلیل‌ها و فرآیندهای یادگیری انسان است. ایده اصلی، تغییر مفهوم‌سازی رایج از هوش مصنوعی است. نویسنده با دیدگاه هوش مصنوعی به عنوان صرفاً یک ابزار مخالفت می‌کند. هدف نهایی، دستیابی به هوش ترکیبی انسان-هوش مصنوعی است. این هدف از طریق مفهوم‌سازی‌های جایگزین برای هوش مصنوعی محقق می‌شود.

این رویکرد، تفاوت‌های بین هوش انسانی و پردازش اطلاعات مصنوعی را برجسته می‌کند. نویسنده اهمیت سیستم‌های ترکیبی انسان-هوش مصنوعی را تأکید می‌کند. این سیستم‌ها برای گسترش شناخت انسان ضروری هستند. هوش مصنوعی می‌تواند به عنوان یک ابزار برای درک بهتر یادگیری انسان عمل کند. این دیدگاه، هوش مصنوعی را به عنوان یک لنز برای تحلیل فرآیندهای شناختی انسان می‌بیند. این امر به احیای ارتباط اولیه بین علوم یادگیری و تحقیقات هوش مصنوعی در آموزش کمک می‌کند.

مفهوم سازی مقاله هوش مصنوعی در آموزش و پرورش

نویسنده سه مفهوم‌سازی منحصر به فرد از هوش مصنوعی ارائه می‌دهد. این مفهوم‌سازی‌ها عبارتند از: برون‌سازی شناخت انسان، درونی‌سازی یادگیری انسان، و هم‌زیستی انسان-هوش مصنوعی برای یادگیری. برون‌سازی به استفاده از هوش مصنوعی برای انجام وظایف شناختی اشاره دارد. این امر ظرفیت فکری انسان را افزایش می‌دهد. درونی‌سازی به استفاده از هوش مصنوعی برای تحلیل داده‌های یادگیری اشاره دارد. این تحلیل به مربیان در درک عمیق‌تر یادگیرندگان کمک می‌کند. هم‌زیستی نیز به فرآیندهای مشارکتی اشاره دارد. در این فرآیند، انسان و هوش مصنوعی برای دستیابی به نتایج یادگیری بهتر همکاری می‌کنند.

این چارچوب بر ایجاد یک رابطه همکارانه بین هوش مصنوعی و انسان تأکید می‌کند. این همکاری فراتر از کاربردهای ابزاری هوش مصنوعی است. هوش ترکیبی مزایای هر دو را به حداکثر می‌رساند. انسان‌ها از قابلیت‌های هوش مصنوعی برای پردازش داده‌های بزرگ بهره می‌برند. هوش مصنوعی نیز از قابلیت‌های درک و تفکر نوآورانه انسان استفاده می‌کند. این دیدگاه به یکپارچه‌سازی متفکرانه‌تر هوش مصنوعی در سیستم‌های آموزشی کمک می‌کند.


روش شناسی

این مقاله یک نقد مفهومی و مبحث استدلالی ارائه می‌دهد. نویسنده دیدگاه‌های سنتی درباره هوش مصنوعی در آموزش را به چالش می‌کشد. این رویکرد به معنای طراحی یک مطالعه تجربی یا جمع‌آوری داده نیست. در عوض، نویسنده چارچوب‌های نظری موجود را تجزیه و تحلیل می‌کند. او استدلال‌هایی را برای یک مفهوم‌سازی گسترده‌تر از هوش مصنوعی مطرح می‌سازد.

نویسنده تفاوت‌های بین هوش انسانی و پردازش اطلاعات توسط هوش مصنوعی را بررسی می‌کند. او از ادبیات موجود در علوم یادگیری و هوش مصنوعی در آموزش استفاده می‌کند. هدف اصلی، احیای ارتباط بین این دو حوزه پژوهشی است. نویسنده بر اهمیت هوش مصنوعی به عنوان ابزاری برای درک یادگیری انسان تأکید می‌کند. این دیدگاه فراتر از استفاده صرف از هوش مصنوعی برای بهبود کارایی است.

سه مفهوم‌سازی جایگزین هوش مصنوعی در این مقاله به طور سیستماتیک توسعه می‌یابند. برون‌سازی شناخت به عنوان یک مفهوم اصلی معرفی می‌شود. این مفهوم بر نقش هوش مصنوعی در گسترش ظرفیت‌های شناختی انسان متمرکز است. درونی‌سازی یادگیری مفهوم دوم است. این مفهوم بر استفاده از تحلیل‌های هوش مصنوعی برای بینش درباره فرآیندهای یادگیری تمرکز دارد. مفهوم سوم، هم‌زیستی انسان-هوش مصنوعی است. این مفهوم به همکاری فعال بین این دو نوع هوش برای یادگیری اشاره می‌کند.

این روش به نویسنده اجازه می‌دهد تا یک دیدگاه جامع ارائه دهد. این دیدگاه پیچیدگی‌های تعامل بین هوش مصنوعی، یادگیری و تحلیل‌ها را در بر می‌گیرد. استدلال‌های ارائه شده به یک مدل برای هوش ترکیبی انسان-هوش مصنوعی منتهی می‌شود. این مدل یک چارچوب برای تحقیقات و توسعه آینده در این زمینه فراهم می‌کند. نویسنده با این روش، دیدگاه‌های آینده‌نگری را به جای تمرکز بر روش‌های سنتی ایجاد می‌کند.


نتایج کلیدی مقاله هوش مصنوعی در آموزش و پرورش

این مقاله هوش مصنوعی در آموزش و پرورش سه مفهوم‌سازی کلیدی از هوش مصنوعی را به عنوان جایگزین‌هایی برای مدل ابزاری رایج ارائه می‌دهد. برون‌سازی شناخت انسان اولین مفهوم است. در این دیدگاه، هوش مصنوعی وظایف شناختی را برای گسترش توانایی‌های انسان انجام می‌دهد. این امر به انسان اجازه می‌دهد تا بر وظایف پیچیده‌تر تمرکز کند. سیستم‌های هوش مصنوعی می‌توانند به عنوان یک “ذهن بیرونی” برای انجام عملیات پیچیده عمل کنند. این برون‌سازی شامل استفاده از ابزارهایی است که می‌توانند استدلال‌های پیچیده را ساده‌سازی کنند.

درونی‌سازی یادگیری انسان مفهوم دوم است. این مفهوم بر استفاده از قابلیت‌های تحلیلی هوش مصنوعی تأکید دارد. هوش مصنوعی داده‌های یادگیری را برای درک عمیق‌تر فرآیندهای شناختی تحلیل می‌کند. این رویکرد، هوش مصنوعی را به عنوان یک “ابزار بازتابی” برای مربیان می‌بیند. این ابزار به آنها کمک می‌کند تا فرآیندهای یادگیری دانش‌آموزان را بهتر درک کنند. تحلیل‌های یادگیری، که توسط هوش مصنوعی تقویت می‌شوند، بینش‌هایی درباره تعاملات و نتایج یادگیری فراهم می‌سازند.

هم‌زیستی انسان-هوش مصنوعی برای یادگیری مفهوم سوم است. این مفهوم بر همکاری فعال بین انسان و هوش مصنوعی متمرکز است. هوش مصنوعی و انسان در یک رابطه مکمل برای بهینه‌سازی فرآیندهای یادگیری کار می‌کنند. این هم‌زیستی به یکپارچگی فعال هوش مصنوعی در فرآیندهای یادگیری اشاره دارد. این امر منجر به ایجاد یک هوش ترکیبی می‌شود. هوش ترکیبی از قابلیت‌های هر دو برای دستیابی به اهداف یادگیری فراتر از توانایی‌های فردی بهره می‌برد.

نتایج نشان می‌دهند که یک دیدگاه گسترده‌تر از هوش مصنوعی برای توسعه آن ضروری است. این توسعه فراتر از صرفاً خودکارسازی وظایف اداری است. تمرکز باید بر استفاده از هوش مصنوعی برای درک و تقویت پتانسیل یادگیری انسان باشد. این مقاله نیاز به احیای ارتباط بین علوم یادگیری و هوش مصنوعی در آموزش را تأکید می‌کند. این امر به توسعه سیستم‌های آموزشی مبتنی بر هوش مصنوعی مؤثرتر کمک می‌کند.


اهمیت‌ها و کاربردها

این مقاله یک چارچوب نظری برای تحقیقات آینده فراهم می‌کند. این چارچوب به توسعه سیستم‌های آموزشی مبتنی بر هوش مصنوعی کمک می‌کند. مفهوم هوش ترکیبی یک تغییر پارادایم در نحوه تفکر ما ایجاد می‌کند. این مفهوم، هوش مصنوعی را از یک ابزار به یک شریک شناختی تبدیل می‌کند. این تغییر برای مربیان و توسعه‌دهندگان فناوری اهمیت دارد. آنها باید سیستم‌هایی را طراحی کنند که بر همکاری تأکید داشته باشند.

کاربرد اصلی در طراحی سیستم‌های جدید هوش مصنوعی در آموزش است. این سیستم‌ها باید برای برون‌سازی شناختی طراحی شوند. برای مثال، هوش مصنوعی می‌تواند به طور فعال به انسان در استدلال پیچیده کمک کند. این امر فراتر از ارائه پاسخ‌های مستقیم است. این کار به مربیان و دانش‌آموزان امکان می‌دهد تا توانایی‌های شناختی خود را گسترش دهند. آنها می‌توانند بر مهارت‌های سطح بالا تمرکز کنند.

کاربرد دیگر در تحلیل‌های یادگیری است. هوش مصنوعی باید برای ارائه بینش‌های عمیق‌تر درباره فرآیندهای یادگیری استفاده شود. این امر به مربیان در درک الگوهای یادگیری و چالش‌های شناختی دانش‌آموزان کمک می‌کند. این بینش‌ها می‌توانند برنامه‌های درسی و روش‌های تدریس را آگاه سازند. هوش مصنوعی به عنوان یک ابزار بازتابی برای معلمان عمل می‌کند. آنها می‌توانند درک خود را از یادگیری تقویت کنند.

چشم‌انداز هم‌زیستی انسان-هوش مصنوعی

چشم‌انداز هم‌زیستی انسان-هوش مصنوعی کاربردهای مستقیم در محیط کلاس دارد. معلمان می‌توانند سیستم‌های هوش مصنوعی را به عنوان شریک در فرآیند یادگیری ادغام کنند. این امر می‌تواند از طریق ابزارهای هوش مصنوعی صورت گیرد. این ابزارها می‌توانند بازخورد فوری ارائه دهند. همچنین می‌توانند فرصت‌هایی برای یادگیری مشترک ایجاد کنند. این همکاری به دانش‌آموزان کمک می‌کند تا یادگیری خود را مدیریت کنند. هوش ترکیبی پتانسیل افزایش قابل توجه نتایج آموزشی را دارد.

این مقاله بر اهمیت در نظر گرفتن پیامدهای اخلاقی هوش مصنوعی تأکید می‌کند. مفهوم‌سازی گسترده‌تر هوش مصنوعی مستلزم توجه دقیق به تعصب، شفافیت و حریم خصوصی داده‌ها است. سیستم‌های هوش مصنوعی باید به گونه‌ای طراحی شوند که عادلانه و اخلاقی باشند. این مقاله یک مسیر را برای ایجاد سیستم‌های هوش مصنوعی مسئولانه در آموزش مشخص می‌کند.


جمع‌بندی نهایی

این مقاله هوش مصنوعی در آموزش و پرورش دیدگاه رایج درباره هوش مصنوعی در آموزش را به چالش می‌کشد. نویسنده مفهوم‌سازی محدود هوش مصنوعی به عنوان صرفاً یک ابزار را رد می‌کند. او بر تعامل پیچیده بین هوش مصنوعی، تحلیل‌ها و یادگیری انسان تأکید می‌کند. هدف اصلی، ترویج یک دیدگاه گسترده‌تر از هوش مصنوعی برای دستیابی به هوش ترکیبی است.

سه مفهوم‌سازی جایگزین از هوش مصنوعی ارائه شد. این مفاهیم عبارتند از: برون‌سازی شناخت انسان، درونی‌سازی یادگیری انسان، و هم‌زیستی انسان-هوش مصنوعی برای یادگیری. این چارچوب بر نقش هوش مصنوعی در گسترش توانایی‌های شناختی انسان تأکید دارد. همچنین هوش مصنوعی به عنوان یک ابزار برای درک فرآیندهای یادگیری عمل می‌کند. این دیدگاه، هوش مصنوعی را از یک ابزار ساده به یک شریک فعال در آموزش تبدیل می‌کند.

این مقاله بر اهمیت احیای ارتباط بین علوم یادگیری و تحقیقات هوش مصنوعی در آموزش تأکید دارد. هوش مصنوعی می‌تواند به عنوان یک ابزار برای درک چگونگی یادگیری انسان استفاده شود. این امر به توسعه سیستم‌های هوش مصنوعی مؤثرتر در آینده کمک می‌کند. این سیستم‌ها می‌توانند به طور فعال از یادگیری پشتیبانی کنند.

چشم‌انداز هوش ترکیبی به معلمان و توسعه‌دهندگان فناوری اجازه می‌دهد. آنها می‌توانند سیستم‌هایی را طراحی کنند که نقاط قوت هوش مصنوعی و انسان را ترکیب کنند. این ترکیب می‌تواند منجر به نتایج یادگیری بسیار بهبود یافته شود. برای تحقق این چشم‌انداز، باید به طور مداوم بر مفهوم‌سازی هوش مصنوعی بازنگری کرد. این مفهوم‌سازی باید فراتر از قابلیت‌های مولد ساده باشد. توجه به ابعاد اخلاقی و اجتماعی هوش مصنوعی نیز بسیار مهم است.

.

دانلود کامل مقاله:

دیدگاه شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *